جدیدترین نتایج پایش مرکز ملی مطالعات و تحقیقات دریای خزرِ مؤسسه تحقیقات آب بیان میکند خلیج گرگان با بحرانی توأمان در کمیت و کیفیت آب روبهروست و بدون مدیریت همزمان این دو مؤلفه، اقداماتی مانند لایروبی یا پمپاژ آب بهتنهایی نمیتواند احیای پایدار این پهنه آبی را تضمین کند.
به گزارش روابط عمومی موسسه تحقیقات آب، نتایج این پایش نشان میدهد شوری متوسط آب خلیج گرگان به حدود ۳۰.۵ گرم بر لیتر رسیده است؛ رقمی که بهمراتب بالاتر از شوری آب دریای خزر، با میانگین حدود ۱۱ گرم بر لیتر، است. افزایش قابلملاحظه شوری، کاهش اکسیژن محلول، بالا بودن مقادیر BOD و COD، نشانههای گرایش به یوتریفیکاسیون و وجود آلایندههای آلی پایدار و آلایندههای نوظهور، از جمله آنتیبیوتیکها، همگی بیانگر ورود فاضلابهای شهری و روستایی، زهآبهای کشاورزی و پسابهای صنعتی به این اکوسیستم شکننده هستند.
همزمان، کاهش تراز آب دریای خزر، افت آورد رودخانههای ورودی و محدود شدن تبادل آب میان خلیج و دریا، موجب افزایش غلظت و ماندگاری آلایندهها شده و توان خودپالایی خلیج را کاهش داده است.
ثبت شوری بیش از ۳۰ گرم بر لیتر، همراه با غلظت بالای مواد مغذی و آلایندههای آلی، صنعتی و نوظهور، نشان میدهد مسائل خلیج گرگان ماهیتی چندبعدی دارند؛ از اینرو، راهکارهای مواجهه با آن نیز باید بهصورت یکپارچه، چندبعدی و مبتنی بر شواهد علمی طراحی و اجرا شوند.
بر اساس این مطالعه، آینده خلیج گرگان در قالب سه سناریو ترسیم شده است. در سناریوی نخست، تداوم روند کنونی به کاهش بیشتر سطح آب، افزایش شوری، کاهش پهنه آبی خلیج و تشدید تخریب زیستگاههای ارزشمند منجر خواهد شد.
در سناریوی دوم، اجرای اقداماتی نظیر لایروبی کانالهای ارتباطی خلیج گرگان با دریای خزر، اگرچه میتواند در کوتاهمدت بخشی از مشکلات را کاهش دهد، اما در نبود مدیریت جامع حوضه آبریز و تأمین همزمان آب شیرین، آثار آن پایدار نخواهد بود. افزون بر این، ورود آب شور دریا ممکن است به افزایش بیشتر شوری و تشدید فشار بر زیستگاهها و گونههای حساس بینجامد.
سناریوی سوم بر مدیریت همزمان کمیت و کیفیت آب در مقیاس حوضه آبریز و نیز حفظ ارتباط هیدرولوژیکی با دریای خزر تأکید دارد و بهعنوان تنها گزینه واقعی برای احیای پایدار این اکوسیستم معرفی میشود.
در این چارچوب، مرکز ملی مطالعات و تحقیقات دریای خزر بر ضرورت اجرای مجموعهای از اقدامات هماهنگ، مستمر، علمی و منطقهمحور تأکید میکند؛ از جمله مدیریت کمیت و کیفیت آب در حوضه آبریز، تأمین و افزایش حقابه زیستمحیطی، کنترل برداشت آب، کاهش ورود پسابهای آلوده و ارتقای سامانههای تصفیه فاضلاب شهری، روستایی، صنعتی و بیمارستانی، کنترل آلایندههای کشاورزی، حفاظت از حریم خلیج و جلوگیری از تغییر کاربری اراضی حساس، کاهش فرسایش خاک و ورود رسوبات، و پایش مستمر شاخصهای کیفی آب و رسوبات.
در چنین چارچوبی، لایروبی، در صورت اثبات ضرورت آن بر پایه مطالعات علمی، میتواند یکی از ابزارهای مدیریت باشد، اما نه راهکار اصلی و نه تنها راه نجات این اکوسیستم ارزشمند.
در مجموع، جدیدترین نتایج پایش مرکز دریای خزر تصویری روشن از شرایط شکننده خلیج گرگان ارائه میدهد؛ شرایطی که نشان میدهد این پهنه آبی ارزشمند بهطور همزمان با چالشهایی چون کمبود آب، افت کیفیت آب، آلودگی و رسوبگذاری مواجه است و حفاظت و احیای پایدار آن مستلزم اجرای مجموعهای از اقدامات یکپارچه و مبتنی بر مدیریت جامع حوضه آبریز خواهد بود
